الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
32
تفسير مجمع البيان (فارسى)
جنگ خندق را چنين گفتهاند ، كه عدهاى از يهود كه از آنها سلام بن ابى الحقيق و حىّ بن اخطب با جماعتى از بنى النضير كه پيامبر خدا ( ص ) آنها را تبعيد و اخراج نموده بود رفتند تا در مكّه بر قريش وارد شده و آنها را بجنگ با پيامبر ( ص ) خوانده و گفتند ما با شما بر ضدّ مسلمانها هستيم تا آنها را مستأصل و بيچاره كنيم . قريش گفتند اى جماعت يهود شما اهل كتاب اوّل هستيد ، آيا دين ما بهتر است يا دين محمد ( ص ) گفتند بلكه دين شما بهتر از دين اوست و شما سزاوارتر به حق از او هستيد ، پس ايشان يعنى ( يهود عنود ) همان مردمى هستند كه خداوند در باره آنان نازل فرمود ، آيا نظر نميكنى به آنهايى كه بهرهاى از كتاب ( تورات ) داده شده است به جبت و طاغوت ايمان آورده و به كفّار قريش ميگويند شما راه را از مؤمنين بهتر يافتهايد تا آنجا كه فرمود و كافيست براى آنها سعير جهنّم يعنى شعله آتش دوزخ . پس قريش از گفته آنها مسرور و تحريك شده ، پس براى جنگ با رسول خدا ( ص ) اجتماع نموده و آماده پيكار شدند ، سپس يهوديان مذكور از مكّه بسوى قبيله غطفان رفته و آنها را دعوت بجنگ با رسول خدا ( ص ) كرده و با آنها هم گفتند كه ما با شما خواهيم بود و قريش هم براى اين كار با ما پيمان بستهاند ، پس قبيله غطفان هم موافقت و آمادگى خود را اعلام نمودند پس قريش برهبرى و فرماندهى ابو سفيان بن حرب حركت كرده و غطفان هم بسركردگى عيينة بن حصين بن حذيفة بن بدر با قبيله فزاره و حرث بن عوف با قبيله بنى مره و مسعود بن جبلة الاشجعى با مردمى كه از اشجع متابعت او را نمودند بيرون آمده و بهم پيمانهاى خود هم نوشته از بنى